على محمدى خراسانى
17
شرح مكاسب (فارسى)
2 - ضمان اتلاف : مالى كه شخص با عمد و اختيار آن را تلف كرده است ضامن است . حال حديث با ضمان بالاتلاف متناسب است ، زيرا مشترى با عمد و اختيار با جاريه مواقعه كرده و او را مستولده ساخته و كار او موجب اين شده كه صاحب جاريه از ولد نتواند انتفاع ببرد ، پس مشترى كالمتلف است و من اتلف مال الغير فهو له ضامن ، و به درد ضمان بالتلف كه مورد بحث ما است نمىخورد . [ جواب مرحوم شيخ در رابطه با اتلاف ] مرحوم شيخ در جواب مىفرمايد : كار مشترى اتلاف نماء نيست بلكه احداث انماء يعنى نماءدار كردن باردار نمودن و كشت و زرع است . آنگاه اين امر خود به خود قابليّت آن را دارد كه كسى بگويد : نماء مال صاحب جاريه است . و لذا اگر شرط رقيّت كند ، رقّ مىشود . ولى شارع مقدّس حكم به حريّت نموده و ولد را از قابليّت تملّك انداخته است . و اين ربطى به مشترى ندارد و خارج از اختيار او است و لذا شبه تلف است نه شبه اتلاف ، پس متناسب با بحث بوده و قابل استدلال است . : قوله : فافهم : شايد اشاره باشد به اينكه : مورد حديث با ما نحن فيه از جهت ديگر فرق دارد و قياس مع الفارق است . بيان ذلك : در مقبوض به بيع فاسد ، مشترى مبيع را از مالك اصلى آن هم با رضا و طيب نفس مالك مىگيرد . ولى در مورد حديث ، مشترى جاريه را از سارق گرفته و صاحب اصلى هم راضى نشده است آنگاه اگر در مورد حديث ضمانت باشد دليل آن نيست كه در ما نحن فيه ضمانت باشد . پس از استدلال به حديث مذكور طرفى نبستيم . : قوله : ثم انّ : تا اينجا فرع اوّل از فروعات مقبوض به بيع فاسد كه ضمان بود بيان شد ولى